یکی به من بگه اخه چرا این آدم بزرگا �کر می کنند همه چیز را می دانند و �قط باید از دیگران ایراد کار هایشان را بگیرند
آخه یکی نیست بگه اول خودتان را درست کنید بعد بخواهید خلق خدا را Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ú©Ù†ÛŒØ¯
می دانم باید به خوبی ها نگاه کرد به امکانات به هزار و یک چیز خوب که در کنارم هست ولی الان اصلا نمی توانم به آنها �کر کنم
آدم Ú©Ù„ÛŒ ØØ±Ù� خوب Ùˆ پند Ùˆ.....بلد ولی وقتی پای عمل Ù…ÛŒ رسه Ú©Ù„ÛŒ Ú©Ù… Ù…ÛŒ آورد(من خودم را Ù…ÛŒ گویم)
کسی راهی به نظرش می رسه؟
واقعا ببخشید اصلا یادم رÙ�ت سلام کنم از آن Ù„ØØ¶Ø§ØªÛŒ بود Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ خواستم منÙ�جر بشم اگر این وبلاگ نبود به نظرم الان یک زلزله چند ریشتری آمده بود
ØØ§Ù�ظ آوردم ببینید Ú†ÛŒ آمد:
چو دوست در سر زل�ش زنم؛به تاب رور؛
ور آشتی طلبم؛ با سر عتاب رود
شب شراب ؛خرابم کند به بیداری
وگر به روز شکایت کنم؛به خواب رود
چو ماه نو؛ ره نظارگان بی چاره
زند به گوشه ابروی و ؛ در نقاب رود
مرا به عهد شکن خوانده ای و می ترسم
که با تو؛روز قیامت ؛هم این خطاب رود
گدائی در جانان به سلطنت م�روش!
کسی ز سلیه آین در به آ�تاب رود؟
طریق عشق؛ پر آشوب و �تنه است ای دل
بی�تد آن که در این راه با شتاب رود
دلا Ú†Ùˆ پیر شدی ØØ³Ù† Ùˆ نازکی Ù…Ù�روش
که این معامله در عالم شباب رود
سواد نامه ی موی سیاه چون طی شد
بیاض کم نشود؛ ور صد انتخاب رود
ØØ¨Ø§Ø¨ را Ú†Ùˆ Ù�تند باد نخوت اندر سر
کاهداریش اندر سر سراب رود
ØØ¬Ø§Ø¨ را توئی ØØ§Ù�ظ از میان برخیز!
خوشا کسی Ú©Ù‡ در این پرده بی ØØ¬Ø§Ø¨ رود!
................
از تمام دوستانی Ú©Ù‡ برایم نامه نوشتن Ùˆ نظرشان را Ú¯Ù�تن ممنونم از پیشنهادها ØØªÙ…ا استÙ�اده Ù…ÛŒ کنم
آخه یکی نیست بگه اول خودتان را درست کنید بعد بخواهید خلق خدا را Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ú©Ù†ÛŒØ¯
می دانم باید به خوبی ها نگاه کرد به امکانات به هزار و یک چیز خوب که در کنارم هست ولی الان اصلا نمی توانم به آنها �کر کنم
آدم Ú©Ù„ÛŒ ØØ±Ù� خوب Ùˆ پند Ùˆ.....بلد ولی وقتی پای عمل Ù…ÛŒ رسه Ú©Ù„ÛŒ Ú©Ù… Ù…ÛŒ آورد(من خودم را Ù…ÛŒ گویم)
کسی راهی به نظرش می رسه؟
واقعا ببخشید اصلا یادم رÙ�ت سلام کنم از آن Ù„ØØ¶Ø§ØªÛŒ بود Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ خواستم منÙ�جر بشم اگر این وبلاگ نبود به نظرم الان یک زلزله چند ریشتری آمده بود
ØØ§Ù�ظ آوردم ببینید Ú†ÛŒ آمد:
چو دوست در سر زل�ش زنم؛به تاب رور؛
ور آشتی طلبم؛ با سر عتاب رود
شب شراب ؛خرابم کند به بیداری
وگر به روز شکایت کنم؛به خواب رود
چو ماه نو؛ ره نظارگان بی چاره
زند به گوشه ابروی و ؛ در نقاب رود
مرا به عهد شکن خوانده ای و می ترسم
که با تو؛روز قیامت ؛هم این خطاب رود
گدائی در جانان به سلطنت م�روش!
کسی ز سلیه آین در به آ�تاب رود؟
طریق عشق؛ پر آشوب و �تنه است ای دل
بی�تد آن که در این راه با شتاب رود
دلا Ú†Ùˆ پیر شدی ØØ³Ù† Ùˆ نازکی Ù…Ù�روش
که این معامله در عالم شباب رود
سواد نامه ی موی سیاه چون طی شد
بیاض کم نشود؛ ور صد انتخاب رود
ØØ¨Ø§Ø¨ را Ú†Ùˆ Ù�تند باد نخوت اندر سر
کاهداریش اندر سر سراب رود
ØØ¬Ø§Ø¨ را توئی ØØ§Ù�ظ از میان برخیز!
خوشا کسی Ú©Ù‡ در این پرده بی ØØ¬Ø§Ø¨ رود!
................
از تمام دوستانی Ú©Ù‡ برایم نامه نوشتن Ùˆ نظرشان را Ú¯Ù�تن ممنونم از پیشنهادها ØØªÙ…ا استÙ�اده Ù…ÛŒ کنم

